«بی‌کلام، بی‌پرستش»: وقتی فراموش می‌کنیم داریم چه کسی را می‌پرستیم

باری بر دوش دارم. نه برای متهم کردن کسی، بلکه برای اینکه کلیسا را دوباره به مرکز برگردانم.

چون هرچه بیشتر کتاب‌مقدس را می‌خوانم، بیشتر به یک چیز ساده پی می‌برم:

نمی‌شود پرستش را از کلام جدا کرد، چون ما کسی را می‌پرستیم که خودش کلام است. (یوحنا 1:1–5; یوحنا 4:23–24)

با این حال، گاهی در جمع‌های مسیحی ناخواسته فرهنگی شکل می‌گیرد که در آن کلام انگار… قطع می‌شود، محدود می‌شود، یا سرِجاش نیست. انگار کتاب‌مقدس فقط مالِ یک «بخشِ موعظه» است، نه خودِ پرستش.

اما آیا کتاب‌مقدس همین را تعلیم می‌دهد؟


کلام یک «موضوع» نیست؛ کلام یک «شخص» است

«در ابتدا کلمه بود، و کلمه نزد خدا بود، و کلمه خدا بود.» (یوحنا 1:1)

انجیلِ یوحنا کلام را مثل یک کتاب معرفی نمی‌کند. کلام را به‌عنوان خودِ خدا معرفی می‌کند که در عیسی مسیح آشکار شد. (یوحنا 1:14)

و مکاشفه عیسی را با این نام می‌خواند:

«او جامه‌ای بر تن دارد که در خون آغشته است، و نامی که به آن خوانده می‌شود کلامِ خداست.» (مکاشفه 19:13)

پس وقتی می‌گوییم «وقتِ پرستش وقتِ کلام نیست»، باید مکث کنیم.

چون اگر کلامِ مجسم‌شده را نمی‌پرستیم، پس چه کسی را می‌پرستیم؟ (یوحنا 1:14)


آینه‌ای تاریخی که باید از آن یاد بگیریم

تاریخ هشدارهایی دارد. نه برای اینکه به کسی حمله کنیم، بلکه برای اینکه همان خطاها را تکرار نکنیم.

زمان‌هایی بوده که دسترسی مردم به کتاب‌مقدس به زبانِ رایجِ خودشان با مقاومت روبه‌رو می‌شد. خدا صداهایی را بلند کرد که باور داشتند ایمانداران باید کلام را روشن و بی‌پرده بشنوند و بخوانند. یکی از نمونه‌هایی که زیاد به یاد آورده می‌شود ویلیام تیندیل است. او برای ترجمهٔ کتاب‌مقدس از زبان‌های اصلی به انگلیسی تلاش کرد و معتقد بود مردم باید بتوانند کتاب‌مقدس را به زبانِ خودشان بخوانند. (britannica.com)

هر کسی هر طور دربارهٔ تاریخ کلیسا فکر کند، یک نکته روشن می‌ماند:

وقتی کلام از دسترسِ ایمانداران عادی دور نگه داشته می‌شود، کلیسا ضعیف‌تر می‌شود، نه قوی‌تر. (تثنیه 31:11–13; نحمیا 8:1–8)


وقتی «آیه نه» معنوی به نظر می‌رسد، اما کتاب‌مقدسی نیست

گاهی قوانین با نیتِ خوب ساخته می‌شوند: نظم، زمان‌بندی، ساختار.

اما عیسی هشدار داد که سنت‌ها می‌توانند آرام‌آرام به سمت چیزی خطرناک سر بخورند:

«آن‌ها مرا بیهوده پرستش می‌کنند؛ تعلیماتشان فقط قوانین انسانی است.» (متی 15:9)

می‌خواهم این را با دقت بگویم:

اگر با کلام مثل مزاحمِ پرستش رفتار شود، شاید داریم با پی مثل اینکه حواس‌پرتی است رفتار می‌کنیم.

پرستش فقط احساس نیست. پرستش فقط ملودی نیست. پرستش فقط فضا و حال‌وهوا نیست.

پرستشِ حقیقی «در روح و راستی» است. (یوحنا 4:23–24)

و عیسی «راستی» را این‌طور تعریف می‌کند:

«کلام تو راستی است.» (یوحنا 17:17)

پس اگر راستی همان کلام است، کلام دشمنِ پرستش نیست.

کلام سوختِ پرستش است.


کتاب‌مقدس می‌گوید وقتی دور هم جمع می‌شویم چه باید بشود

عهد جدید گردهمایی‌هایی را توصیف می‌کند که در آن ایمانداران فقط تماشاچی نیستند، بلکه مشارکت می‌کنند.

«پس ای برادران، چه باید کرد؟ وقتی جمع می‌شوید، هر یک سرودی دارد، تعلیمی، مکاشفه‌ای…» (اول قرنتیان 14:26)

پولس کلام و پرستش را کنار هم می‌گذارد:

«بگذارید کلامِ مسیح به‌غنا در شما ساکن شود… با مزمورها و سرودها و نغمه‌های روحانی بخوانید…» (کولسیان 3:16)

و باز:

«…با مزمورها و سرودها و نغمه‌های روحانی با یکدیگر سخن بگویید…» (افسسیان 5:19)

به این الگو دقت کنید:

  • کلام با غنا در شما ساکن باشد
  • یکدیگر را تقویت کنید
  • سرود و تعلیم و تذکر کنار هم باشد
  • مسیح در مرکز بماند

این بی‌نظمی نیست.
این یک بدنِ زنده است. (اول قرنتیان 12:12–27)


شبانی‌ای که مردم را محافظت می‌کند، بدون اینکه کلام را خاموش کند

رهبران سنگینی دارند. کلماتِ رهبران می‌تواند شفا بدهد یا زخم بزند.

کتاب‌مقدس شبانان را این‌طور فرا می‌خواند:

«گلهٔ خدا را شبانی کنید… نه با سلطه‌جویی… بلکه با الگو بودن.» (اول پطرس 5:2–3)

و مسیح الگو را این‌گونه گذاشت:

«هر که در میان شما بزرگ‌تر می‌خواهد باشد باید خادمِ شما باشد.» (مرقس 10:43–45)

پس اگر اصلاح لازم است، کتاب‌مقدس باز هم لحنش را نشان می‌دهد:

«خادمِ خداوند نباید نزاع‌گر باشد؛ بلکه با همه مهربان باشد… و با ملایمت اصلاح کند.» (دوم تیموتائوس 2:24–25)

حتی وقتی اصلاح می‌کنیم، باید در گفتارمان ترسِ خدا را داشته باشیم:

«هیچ سخن فاسدی از دهان شما بیرون نیاید، بلکه فقط آنچه برای بنا کردن مفید است…» (افسسیان 4:29)

گاهی چیزی که بیشتر از همه درد می‌دهد اصلاح نیست. بلکه تمسخر است.

و کتاب‌مقدس در این مورد ثابت‌قدم است:

محبت بنا می‌کند. (اول قرنتیان 8:1)
تندی ویران می‌کند. (امثال 15:1)


وقتی مردم بی‌سروصدا می‌روند، کلیسا باید بی‌سروصدا گوش بدهد

الگویی را دیده‌ام که خیلی از کلیساها تجربه می‌کنند: مردم می‌آیند، خدمت می‌کنند، رشد می‌کنند و بعد ناپدید می‌شوند.

شاید همیشه دلیلش را ندانیم.

اما کتاب‌مقدس به ما می‌گوید در هر حال دنبالِ چه چیزی برویم:

«بیایید آنچه را برای صلح و بنا کردنِ یکدیگر است دنبال کنیم.» (رومیان 14:19)

«با همه فروتنی و ملایمت، با صبر، در محبت یکدیگر را تحمل کنید و مشتاق باشید یگانگی را حفظ کنید…» (افسسیان 4:1–3)

عیسی برای یگانگی دعا کرد. نه یگانگیِ سطحی، بلکه یگانگیِ ریشه‌دار در حقیقت:

«…تا همه یک باشند… تا جهان ایمان آورد…» (یوحنا 17:20–23)

پس وقتی مردم دور می‌شوند، باید ما را تکان بدهد. نه به سمت بدگمانی، بلکه به سمت دعا، فروتنی و خودآزمایی. (مزامیر 139:23–24)


دعوتی نرم برای بازگشت: بازگشت به کلام، بازگشت به محبتِ اول

این نوشته برای شرمسار کردن کسی نیست.

این یک دعوت است برای یادآوری:

  • کلام ما را نجات داد. (رومیان 10:17)
  • کلام ما را نگاه می‌دارد. (متی 4:4)
  • کلام عیسی را به ما آشکار می‌کند. (یوحنا 5:39)
  • کلام کلیسا را مجهز می‌کند. (دوم تیموتائوس 3:16–17)

خیلی از ما به ایمان رسیدیم چون کسی کلام را بی‌دریغ به ما داد. کاش هیچ‌وقت ما تبدیل نشویم به کسانی که آن را دریغ می‌کنند.

و وقتی کلیسا سرد می‌شود، مشورتِ مسیح ساده است:

«به یاد بیاور… توبه کن… و کارهای نخستین را انجام بده.» (مکاشفه 2:4–5)

بگذارید کلام دوباره جلو بیاید. با فروتنی، آزادانه، و با عمق.

چون بدون کلام، ما کسی را که می‌گوییم می‌پرستیم، واقعاً نمی‌شناسیم. (یوحنا 1:1–5; یوحنا 17:17)


دعای پایانی

ای عیسیِ خداوند، تو کلامِ خدا هستی. (یوحنا 1:1; مکاشفه 19:13)
بگذار کلامت به‌غنا در کلیسایت ساکن شود. (کولسیان 3:16)
آنچه را زخم خورده شفا بده. (مزامیر 147:3)
آنچه را پراکنده شده جمع کن. (یوحنا 17:21)
و به ما بیاموز که تو را در روح و راستی بپرستیم. (یوحنا 4:23–24)

«ببینید چه نیکو و چه خوش است وقتی برادران در یگانگی ساکن‌اند!» (مزامیر 133:1)

آمین.